سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

278

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

معاويه را به دنيا آورد « 1 » . ( 1 ) اما سخن حسن ( ع ) به عمرو بن عاص كه فرمود : « تو در بستر مشتركى به دنيا آمدى » ، را نيز كلبى در كتاب « مثالب » نقل كرده ، مىگويد : نابغه ، مادر عمرو بن عاص از جمله روسپيهاى صاحب پرچم مكه بود ، عاص بن وايل و جمعى از قريش ، از جمله ابو لهب ، اميّة بن خلف ، هشام بن مغيره و ابو سفيان بن حرب در يك طهر با او آميزش كردند . ( 2 ) ابن كلبى مىگويد : زناكارانى كه در مكه شهرت داشتند گروهى از جمله افراد نامبرده و امية بن عبد الشمس ، عبد الرحمن بن حكم بن ابى العاص برادر مروان بن حكم ، عتبة بن ابى سفيان برادر معاويه و عقبة بن ابى معيط بودند ، وقتى كه نابغه ( مادر عمرو ) به عمرو حامله شد ، مردم دربارهء او سخنانى گفتند و چون وضع حمل كرد پنج نفرى كه نام برديم دربارهء وى به نزاع برخاستند ؛ و هر كدام معتقد بود كه عمرو فرزند اوست و عاص بن وايل و ابو سفيان بن حرب بر اين مطلب پافشارى داشتند ؛ هر كدام مىگفتند : به خدا سوگند كه او از من است و داورى را به خود نابغه واگذاردند و او عاص را انتخاب كرد و گفت : اين كودك از اوست ، وقتى كه از او پرسيدند چه چيز باعث اين انتخاب شد در حالى كه ابو سفيان بزرگتر از عاص بود ؟ گفت : همين طور است كه شما مىگوييد جز اين كه او مرد بخيل و آزمندى است ولى عاص بخشنده است به دخترانم انفاق مىكند و ابو سفيان به آنها چيزى نمىدهد ، و نابغه چند دختر داشت . ( 3 ) امّا گفتهء حسن به وليد بن عقبه كه فرمود : « على ( ع ) تو را به خاطر مىگسارى تازيانه زد » همهء سيره‌نويسان نقل كرده‌اند كه عثمان بن عفان ، وليد بن عقبه را در سال بيست و شش والى كوفه كرد وليد به مىگسارى سخت علاقه‌مند بود و بر بزم شراب مىنشست در حالى

--> ( 1 ) براستى كه جاى بسى تعجب است از علماى اسلام ! و بزرگانى همچون صاحب « العقد » و مؤلّف محترم اين كتاب كه چنين مطالبى را مىنويسند و براى تبرئه معاويه از زنازادگى و يا مادر ايشان از ارتكاب زنا به قول كاهن تمسّك جسته و چنين داستانى را در كتابى ارزشمند نقل مىكنند ! در همين كتاب حاضر ( ص 145 ) حديث نبوى ، به روايت عكرمه از ابن عبّاس از قول امير المؤمنين ( ع ) نقل شد كه فرمود : « . . . سمعت رسول اللّه ( ص ) يقول : من صدق منجّما او كاهنا فكأنّما كذب بما انزل على محمد » از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : هر كه سخن منجمى يا كاهنى را باور كند گويى كه آنچه را بر محمد نازل شده تكذيب كرده است - م .